السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )

61

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )

ويژگيهاى پيمبرى است و نصوص وصيت را كه بطور متواتر روايت شده بوده است تكذيب كردند ، حال آنكه وصيّت از جمله صفات كامل پيمبرى است و اين عدم قبول وصيّت پيمبر اكرم ( ص ) در حقيقت طعنه اى است به كمال صفات پيمبرى ، زيرا ، ترك وصيت كردن نقيصه است كه شايسته كمال پيمبرى نيست . پس ، تكذيب وصيت به امام على ( ع ) مكابره و تعصبى شگفتى انگيز است . دليل ديگر اين كه ، اگر بنا به فرض خبر وفات جدت ( ص ) به عاقلان جهان مىرسيد ، و هنوز هيچ كس درين معنى اختلاف نكرده بود كه آيا رسول اعظم كسى را بنا به نصّ به جاى خود تعيين فرموده است يا نه ، اما شايع بود كه پيمبر اكرم فرموده است : « كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته . » هر عاقلى ، هر چند دور از مدينه وجود داشت ، مىدانست كه رسول مكرم ( ص ) رحلت نفرموده است مگر اينكه كسى را در امت به جانشينى خويش معين فرموده است ، و هر آينه ناديده نگذاشته است كه مردم به وصيت او نياز خواهند داشت و بىشك از توجه به چيزى كه مردم به آن محتاجند ، يعنى نياز دارند كه اداره كننده اى امت را اداره كند ، كوتاهى نفرموده است . پس ، چگونه مىتوان كمال رسول اكرم را در تعيين وصى كه نزد عقل مسلم است و خردمندان با قبول آن را تلقى مىكنند انكار كرد . باز دليل ديگر : از قومى كه مدعى باشند كه رسول مكرم كسى را در امّت به طور مخصوص جانشين خود نكرد بپرسند اگر اهل عصمت بگويند پيمبر اكرم ( ص ) شخصى را به نصّ خاص جانشين خود معرفى فرمود آيا ازو مىپذيرفتيد يا نه ؟ بىشك همه خواهند گفت البته نصّ او را در بارهء كسى كه در ميان امت قائم مقام رسول